کد فایل 1242955
قیمت: 25٬000 تومان
بنام خدا چهار شمع چهار شمع به آرامی می سوختند و با هم گفتگو می کردند. محیط به قدری آرام بود که گفتگوی شمع ها شنیده می شد. اولین شمع می گفت: من «دوستی» هستم اما هیچکس نمی تواند مرا شعله ور نگاه دارد و من ناگزیر خاموش خواهم شد. شمع دوستی کم نورتر و کم نورتر شد و خاموش گشت.